حاج محمد رضا مقدم مداح اهل بیت علیهم السلام
آنگاه که کارگاه ازل . گرم خلق بود بستند بر ولای علی تارو پود ما....
درباره وبلاگ


هر کس اسیر مشغله ای گشته است وما نوکر شدیم نوکر آستان فاطمه

دل نوشته های نوکر آستان با عظمت سید الشهدا علیه السلام ...محمدرضا مقدم عبدالزهرا ....التماس دعا
هماهنگی جهت مراسمات مذهبی آیدی تلگرامm_134@ به صورت مستقیم و
یا با شماره 09364760300

ادب نه کسب عبادت نه سعی حق طلبی ست

به غیر خاک شدن هرچه هست بی ادبی ست



مدیر وبلاگ : امیر حسین مقدم

امام حسین(ع)-مناجات-شب جمعه


به غیر عشق تو حسین 

سینمو چاک نمی کنم

گریه برات غرورمه

اشکامو پاک نمی کنم

 

برای دیدن حرم

این مژه ها صف کشیدن

هر روز که از خواب پا میشم

وعده دیدار و میدن

 

 رو سنگ فرشت عکسمو

چشام تجسم می کنن

اونجا فقط شیشه وسنگ

 با هم تفاهم می کنن

 

بر عکس کار روزگار

توی حریمت همیشه

که شاه با ترفیع تو حرم

 گدای دربارت میشه

 

فقیر میره غنی میاد

غنی میره فقیر میاد

اسیر میره آزاد میاد

آزاد میره اسیر میاد

 

چه خبره تو حرمت

فقط خدا خبر داره

اسم حریمتو اگه

 عرش الهی میگزاره

 

توی حکومت حسین

دلا پر از توشه شده

مرکز دلهای عاشق

ضریح شیش گوشه شده

 

هر وقت می رم تو روضه ها

تو حرم انگار می شینم

کوچه سینه زنی رو

بین الحرمین می بینم

 

التماس حرم حرم

میریزه از چشمای خیس

بیا برام یه کربلا

این شب جمعه بنویس

 

میگن که اشک روضه ها

مرهم زخماته آقا

میگن نوای العطش

هنوز رو لبهاته آقا

 

برای خشکی لبات

اگرچه مرهم ندارم

یه کاسه کردم اشکامو

میخوام برات آب بیارم



نوع مطلب : محرم، حضرت امام حسین علیه السلام، کربلا...، 
برچسب ها : #حاج_محمد_رضا_مقدم، #شب_جمعه، #کربلا،
لینک های مرتبط :

زمان لطف، صحبت از حقارتم نمی کنی
کریمی و نظاره بر لیاقتم نمی کنی
تو را ز یاد می برم زمان معصیت ولی
مرا مؤاخذه برای غفلتم نمی کنی
دلم شکسته و کسی به داد من نمی رسد
میان راه مانده ام، حمایتم نمی کنی؟!

چه نذرها نکرده ام که زیر و رو شود دلم
به هر دری که می زنم اجابتم نمی کنی
اسیر ظلمت دلم شدم عزیز فاطمه
به یک دعا مرا غریق رحمتم نمی کنی؟!
اگر بناست سهم من همیشه دوری ات شود
چرا مرا نمی کشی و راحتم نمی کنی؟!
کسی من خراب را به سوریه نمی برد
در این بساط عاشقی ضمانتم نمی کنی؟!
فدای عمه ای که با دل شکسته ناله زد
برادرم چرا نظر به غربتم نمی کنی؟!
بزرگ این قبیله ام… مرا نزن عقیله ام
کمی حیا و شرم از شرافتم نمی کنی؟!

*********************



نوع مطلب : ماه صفر، محرم الحرام، ماه مبارک رمضان، مناجات با امام زمان عج، حضرت امام زمان علیه السلام، 
برچسب ها : زمان لطف، صحبت از حقارتم نمی کنی کریمی و نظاره بر لیاقتم نمی کنی تو را ز یاد می برم زمان معصیت ولی مرا مؤاخذه برای غفلتم نمی کنی دلم شکسته و کسی به داد من نمی رسد میان راه مانده ام، حمایتم نمی کنی؟! چه نذرها نکرده ام که زیر و رو شود دلم به هر دری که می زنم اجابتم نمی کنی اسیر ظلمت دلم شدم عزیز فاطمه به یک دعا مرا غریق رحمتم نمی کنی؟! اگر بناست سهم من همیشه دوری ات شود چرا مرا نمی کشی و راحتم نمی کنی؟! کسی من خراب را به سوریه نمی برد در این بساط عاشقی ضمانتم نمی کنی؟! فدای عمه ای که با دل شکسته ناله زد برادرم چرا نظر به غربتم نمی کنی؟! بزرگ این قبیله ام… مرا نزن عقیله ام کمی حیا و شرم از شرافتم نمی کنی؟! *********************، حاج-محمدرضامقدم،
لینک های مرتبط :

دختر شاهم و زیبایی دنیا با من
شاه بانوی شکوه غزل دریا من
ماه ، هرشب به خدا خواب مرا می بیند
غیر آغوش اباالفضل ندارم جا من

عمه هربار گذشت از بغلم نازم کرد
ناز دارم به همه قافله دامن دامن
می شود رد و بدل بین پدر-دخترها
حرفهای در ِگوشی که فقط بابا-من
دور از چشم همه گفته ، نگاهم اصلا
ذره ای مو نزند با نگه زهرا من
ناز ِدختر بُوَدَش مشتری ِ دست به نقد
فرق بسیار بود بین پسرها تا من
به بلندای سر ِ دوش عمویم هستم
باز خوشبخت ترین دختر این دنیا من

سائل ِ طاقچه ی خانه ی ما بود بهشت
گوشه ی باغچه ی خانه ی ما بود بهشت

خیمه ها بعد اباالفضل و تو غوغا شده بود
شعله از هر طرفی بعد تو بر پا شده بود
وسط معرکه یک دسته ز گیسویم سوخت
موی آشفته ام از سوختگی وا شده بود
مردها تا که نفس داشته با حرص زدند
نوبتی شد زدنم ، نوبت زنها شده بود
صف به صف بر تن من سجده نموده شلاق
بدنم دور ز چشم تو مصلا شده بود
شمر ِ وامانده در این جا دهنش وامانده
این همه زخم چگونه به تنم جا شده بود
تو نبودی که ببینی چه کشیدم بابا
سر ِ سیلی زدنم معرکه بر پا شده بود
وقت جا ماندن ِ از قافله سیلی که زدند
سبب خردی دندان ثنایا شده بود

صورت هیچ کس از من نبود سوخته تر
مویی از موی من اصلا”نبود سوخته تر

دو سه روزی است کسی شانه به مویم نزده
تشنه ام هیچ کسی حرف سبویم نزده
با عمو پیش خودم قهر دروغی کردم
چند وقتی ست که او بوسه به رویم نزده
آب می ریزم و خونابه از آن می ریزد
لطمه این لخته خون ها به وضویم نزده؟
ضجر پررو شده ، زیرا که مرا تا امروز
هیچ کس رو به روی چشم عمویم نزده
بسکه فریاد زدم ، رفته صدایم انگار
ناله ام لطمه به حنجر،به گلویم نزده؟
گریه ام باعث شلاق ِ به عمه شده بود
اصلا”او-جان تو- یک بار به رویم نزده
راستش از تو چه پنهان که عمو غمگین است
تا بپرسد که زده؟ زود بگویم نزده

میهمانم شدی و باز توانم دادی
از تو شرمنده ام ای سر به زمین افتادی

محمد عظیمی

 



نوع مطلب : محرم، شب سوم محرم، حضرت رقیه خاتون سلام الله علیها، 
برچسب ها : دختر شاهم و زیبایی دنیا با من، شعر حضرت رقیه خاتون، #حاج_محمدرضامقدم، #شعرمذهبی،
لینک های مرتبط :

می آورم به روی لبم السلام را 
آغاز می کنم سخنم با امام را

ما عاقبت به خیری مان در پناه توست
از ما مگیر این کرم مستدام را

کاری خوش است که تو درستش کنی فقط
نسپار دست خلق خدا این غلام را

ما محترم شدیم به لطف نگاه تو 
بی تو نداشتیم همین احترام را

آوازه اش تمام جهان را فراگرفت 
هرکس که زد به خاطرتو قید نام را

برکت بده برای تو روضه نوشته ام 
ختم به خیر کن تو غم ناتمام را

داری جلوتر از غزلم گریه می کنی 
من که نگفته ام غم بازار شام را

اشک سر بریده ی جدت شدید شد 
زینب همین که وارد بزم یزید شد

ناصر دودانگه



نوع مطلب : محرم الحرام، مناجات با امام زمان عج، حضرت امام حسین علیه السلام، حضرت امام زمان علیه السلام، 
برچسب ها : ما عاقبت به خیری مان در پناه توست، #حاج_محمدرضامقدم،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 158 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

استخاره آنلاین با قرآن کریم


آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

تنظیم فونت
");s('body',1)">


روزشمار محرم عاشورا