تبلیغات
حاج محمد رضا مقدم مداح اهل بیت علیهم السلام - اشعار ولادت حضرت امام علی(ع) – حسن لطفی
 
حاج محمد رضا مقدم مداح اهل بیت علیهم السلام
آنگاه که کارگاه ازل . گرم خلق بود بستند بر ولای علی تارو پود ما....
درباره وبلاگ


هر کس اسیر مشغله ای گشته است وما نوکر شدیم نوکر آستان فاطمه

دل نوشته های نوکر آستان با عظمت سید الشهدا علیه السلام ...محمدرضا مقدم عبدالزهرا ....التماس دعا
هماهنگی جهت مراسمات مذهبی آیدی تلگرامm_134@ به صورت مستقیم و
یا با شماره 09364760300

ادب نه کسب عبادت نه سعی حق طلبی ست

به غیر خاک شدن هرچه هست بی ادبی ست



مدیر وبلاگ : امیر حسین مقدم

اشعار ولادت حضرت امام علی(ع) – حسن لطفی

سلام ای جواب سلام خدا

ظهورت طلوع تمام خدا

تویی آفتاب بلند زمین

تویی سایه ی مُستدام خدا

تویی که به تعظیم تو ابر کرد

تویی صاحب احترام خدا

تو نهجُ البلاغه تو قرآن تو وحی

کلامی بگو هم کلامِ خدا

صدایت صدایش به معراج بود

حدیثت حدیث مدام خدا

برای تو کعبه جگر چاک زد

بیا مرد بیت الحرام خدا

مرا کعبه ی سینه چاکم کنید

فقط پای حیدر هلاکم کنید

علی ابتدا و علی انتهاست

علی مصطفی وعلی مرتضی ست

علی اول است و علی آخر است

علی در ظهور و لی در خفاست

علی در معارج علی در بُراق

علی اِنَما و علی وَالضُحی ست

علی با حق است علی بر حق است

علی کعبه است و علی در حَراست

علی نیست آن و علی نیست این

علی نه جدا و علی نه خداست

علی را بگو هرچه گویی کم است

که زهرا علی و علی فاطمه ست

اگر تیغ تو سایه گستر شود

همان ابتدا کارِ یکسر شود

غلط گفتم آقا ندارد نیاز

که تیغ شما خرج لشگر شود

نیازی ندارد که میدان چو خاک

به یک ضربه یِ مالک اشتر شود

محال است جمعِ تمامِ سپاه

که با قنبر تو برابر شود

زمانِ شروعِ رجز خوانی ات

زمین کَر شود آسمان کَر شود

خدا دوست دارد تماشا کند

کمی ذوالفقارِ علی تر شود

ببندد اگر دستمال نبرد

نباشد کسی را خیال نبرد

به کعبه بکو راز تنزیل را

بگو بشکند قلب قندیل را

توو مادرو مصطفی و خدا

ببین دور خود جمع فامیل را

بخوان با فصاحت ز وا تا به سین

زبورانه تورات و انجیل را

کمی گرد نعلین خود را بریز

تَفَقُد نما بالِ جبریل را

برای یتیمان کمی کار کُن

بِکَن چاهِ آب و بزن بیل را

بکش طعنه های زن پیر را

ببر روزها بار زنبیل را

تویی صاحب پینه های قدیم

تویی مرکب کودکان یتیم

نگهدار ما را برای خودت

فقط بین مهمان سرای خودت

مرا آینه کُن به دردی خورم

در آغوش ایوان طلای خودت

برای پدر مادرم کافی است

نخی،ریشه ای از عبای خودت

اگر پا گذارم به جاپایِ تو

مرا می بری تا خدای خودت

مرا می برد گوشه ای از بقیع

فقط ردِ پا ردِ پای خودت

سرت مانده بر شانه ی نخل ها

بگو با من از ماجرای خودت

چرا استخوان در گلو مانده ای

که با روضه هایی مگو مانده ای

حسن لطفی



نوع مطلب : ماه رجب المرجب، امیرالمومنین علی علیه السلام، 
برچسب ها : اشعار ولادت حضرت امام علی(ع) – حسن لطفی، هیئت یازهراس،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

استخاره آنلاین با قرآن کریم


آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

تنظیم فونت
");s('body',1)">


روزشمار محرم عاشورا