تبلیغات
حاج محمد رضا مقدم مداح اهل بیت علیهم السلام - شعر میلاد امیرالمومنین ع
 
حاج محمد رضا مقدم مداح اهل بیت علیهم السلام
آنگاه که کارگاه ازل . گرم خلق بود بستند بر ولای علی تارو پود ما....
درباره وبلاگ


هر کس اسیر مشغله ای گشته است وما نوکر شدیم نوکر آستان فاطمه

دل نوشته های نوکر آستان با عظمت سید الشهدا علیه السلام ...محمدرضا مقدم عبدالزهرا ....التماس دعا
هماهنگی جهت مراسمات مذهبی آیدی تلگرامm_134@ به صورت مستقیم و
یا با شماره 09364760300

ادب نه کسب عبادت نه سعی حق طلبی ست

به غیر خاک شدن هرچه هست بی ادبی ست



مدیر وبلاگ : امیر حسین مقدم

تو طلبكار منی جلب مرا زود بگیر

وقت آن است شوم یك سر و گردن بیرون

روح را یك دو سه ساعت كشم از تن بیرون

نه فقط صاف شدن اول و پایان ره است

میزند آینه از خود به شكستن بیرون

نفی و اثبات در این بزم در آغوش همند

جز به مردن نشود خلق ز مردن بیرون

حیف از این نام كه بر بخیه فروشان دوزند

چاره ی زخم بُوَد از كفِ سوزن بیرون

جگر شیر در این بادیه اول شرط است

گر تو مردی به درون آی و اگر زن بیرون

نگذارم كه كسی خرج كند نامم را

گر بیایند خلایق همه با من بیرون

صحبت خویشم و گوش خود و ادراك خودم

من طبیب خود و درد خود و تریاك خودم

جگر سنگ در آن است ترك بر دارد

جگر میوه در آن است كه لك بردارد

غیر از این اشك نماند سر غربال فلك

گر به اعمال من خسته الك بردارد

گُلرخان خام جمالند و جهان خام طمع

گر علی از سر این سفره نمك بر دارد

داغ احسان تو بر صفحه ی پیشانی اوست

هر كه از خاك درت آب خنك بردارد

كفر ، صد مرتبه خوب است از آن پیشانی

كه كسی از قدمت از سر شك بردارد

ذكر رایج ، شبِ میلاد علی هست حسین

تا لبم معنی"یا لیت معك"بردارد

فطرس از دیده ی عشاق نخواهد افتاد

گر زمین را چو سماوات ، ملك بردارد

شیشه ی رنگی مارا به عقیقت بپذیر

ما اگر پر خش و خطیم به ما خرده مگیر

سر در آورده ای از كار همه یعنی چه؟

رفته ای برسر دیوار همه یعنی چه؟

همه جا صحبت آن ابروی پیوندی توست

بسته ای تیغ به كشتار همه یعنی چه؟

فرصت صُنع ندادی به كسی غیرخودت

آخر ای حضرت معمار همه یعنی چه؟

نرگست خواب ز چشمان خلایق برداشت

بس كن ای دولت بیدار همه یعنی چه؟

سر راهت دو سه تا پیرهن تازه بخر

شب عید است برایم كفن تازه بخر

آب و جاروی ِ در ِدیده به اقبال تو بود

راستش این كه دلم نیز به دنبال تو بود

سجده بر پای تو در زُمره ی تعقیبات است

حمدالله كه نمازم همه پامال تو بود

گر نمیداشت به مستأجری ات رهن ابد

عشق، محتاج به تمدید سر سال تو بود

شیر یعنی تو كه درسلطه به اطراف قُرُق

راه شیری كف دست تو و اطفال تو بود

شكر الله كه مذاقم سر ِكیف است هنوز

این هم از مرحمت دیده ی سر حال تو بود

تك درختی است به جنت كه به مُلكیّت توست

زیر آن نافله ای چند به منوال تو بود

سیبی از تك شجر خویش به احمد دادی

چیدن فاطمه در رتبه ی اكمال تو بود

دور آن بقعه كه پرواز ملك موزون است

هر كه برداشت سر ازپای علی مدیون است

هر كجا پای نهی میوه ی لب می روید

بوسه بر پای تو ای دوست عجب می روید

همه اسباب به یك كُن فَیَكونت بسته است

اصلاً انگار ز فكر تو سبب می روید

چیست در خاك نجف ای بت شیرین كه هنوز

هر درختی كه بكارند رطب می روید

در شب زلف تو اُمّید نجاتی دارم

شعله ی طور اساساً دل شب می روید

به سمر قند چه حاجت كه ثمر شكّر هست

در نجف نیشكر از نهر رجب می روید

خاندانت همه از خُرد و كلان در كارند

شجره نامه ات انگار ز رب می روید

شب میلاد تو حتی من ِعاصی شادم

خار این بادیه در فصل طرب می روید

عاشقان تو ندارند كرامت جز مرگ

بر لب آب حیات تو ادب می روید

سر برآورده غمت از دلِ سلمان چون تاك

گویی از مملكت فارس، عرب می روید

آب شمشیر تو هر جا كه كند طغیانی

گر به رحمت گذرد نیز غضب می روید

تو طلب كار منی جلب مرا زود بگیر

نكنم هیچ فراری،تو بیا زود بگیر

باده ی چشم تو مردافكن و بس پر زور است

مست در تور تو افتاد اگر، مستور است

هر كه تیغ از تو خورد تشنه ی زخمی دگر است

آب شمشیر تو ای كان ملاحت شور است

اشك، دست از مدد عشق نشوید با مرگ

آن كه بر كشته ی خود گریه كند منصور است

تیغ بگذار و دو ركعت به قتیلت بگزار

ذبح تقطیع تو چون بیت خدا معمور است

شام میلاد تو شامی است كه مه كامل شد

ماه كامل نتوان گفت چرا مشهور است

خیل خُدّام تو را عشق، بنی قنبر خواند

غیر از این هر كه بخواند، ز بصیرت دور است

دل، دو نیم است و فتاده نجف و كرب و بلا

گر به یك جا نشود جمع دلم، معذور است

دست و پا كرده ام از گریه بساطی كه مپرس

مرده ام تا كه رسیدم به حیاطی كه مپرس

ناز كم كن كه مرا تاب و توان این همه نیست

تیغ بگذار كه جولان جهان این همه نیست

كرده ای باز فراهم ز چه رو لشگر حُسن

سختی كشتن صیدی نگران این همه نیست

لبت ارزانی من باد كه بیدارم كرد

شكر صبحدم و خوابِ گران این همه نیست

اشك ما با همه شوری چه نباتی دارد

هیچ جا خُرّمی آب روان این همه نیست

دست و پا كرده ای از خلق خودت بازاری

جوری جنس كسی بین دُكان این همه نیست

دم به "یا" ماند وَ هر بازدم ما "هو"یی است

هرقدر كار كند،ذكر زبان این همه نیست

نامه ی عودت مارا به سر كار بزن

طول درمان من ِ سوخته جان این همه نیست

من اگر خسته شوم چای نجف مینوشم

یا كمی باده ی آغشته به كف مینوشم

عشق چون در لب تو ذكر و بیانش افتاد

مصطفی با لب تو كار لبانش افتاد

یعنی از قاری قرآن به لب اكرام كنید

پس به روی لب تو مُهر نشانش افتاد

چون حسین تو بنا كرد به قرآن خواندن

باز شد تا لب او ، چوب به جانش افتاد

آنقدر زد كه مسیحی به محمد رو كرد

نور دندان شه اندر دل و جانش افتاد

دختران بر سر پنجه به تماشای پدر

همه دیدند كه دندان ز دهانش افتاد

دست بسته همه بر گِرد پدر حلقه زدند

سیم ها بود كه بر كام گرانش افتاد

آن كه برداشت سر از طشت، رباب است رباب

گفت زین معنی با خویش كه خواب است رباب

(محمد سهرابی)

 

 



نوع مطلب : ماه رجب المرجب، امیرالمومنین علی علیه السلام، 
برچسب ها : شعر میلاد امیرالمومنین ع، هیئت یازهراس، تو طلبكار منی جلب مرا زود بگیر،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

استخاره آنلاین با قرآن کریم


آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

تنظیم فونت
");s('body',1)">


روزشمار محرم عاشورا